الشيخ فاضل اللنكراني
36
احكام جوانان (فارسى)
عفو و گذشتش به مرتبهاى بود كه چون مكه مكرمه را فتح فرمود در كعبه را گرفت و اهل مكه را مخاطب قرار داد و فرمود : ما ذا تَقُولون ؟ و ما ذا تظنُّونَ ؟ در حق خويش چه مىگوييد و چه گمان داريد ؟ گفتند : سخن به خير گوييم و گمان به خير داريم ، برادر كريم و برادرزادهء كريمى ، بر ما قدرت يافتهاى به هر چه خواهى مىتوانى ، رسول خدا صلى الله عليه و آله را از اين كلمات رقّتى آمد و آب در چشم بگردانيد اهل مكه چون اين بديدند صداى گريهشان بلند شد و زار زار بگريستند ، آنگاه حضرت فرمود : من آن مىگويم كه برادرم يوسف گفت : لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ( سورهء يوسف / 92 ) . پس جنايت ايشان را معفو و از جرمشان درگذشت و فرمود : راه خويش گيريد كه شما آزادشدگانيد . « اذْهَبُوا فَأنْتُمُ الطُّلَقاءُ » . دوم : معجزه علمى ، با مراجعه به كتب مربوطه كه به طور مفصل كلمات و خطابهها و مواعظ و نصايح آن حضرت را ضبط و ثبت فرمودهاند واضح و روشن مىشود . سوم : معجزه عملى ، بايد گفت كه اعمال و رفتار آن بزرگوار از به دو تولد تا هنگام وفات و رحلت همه معجزه است ، و با اندك تأمل و تدبرى در محيط زندگى و مردم حجاز و روحيات آنها خصوصاً مردم آن زمان ، معجزه بودن اعمال او ثابت و آشكار مىشود ، آرى گلى در خارستان روييد و نه تنها بوى آنها را نگرفت كه آنها را تغيير داد ، نه تنها تابع محيط و